[ˈfʁaɪ̯ˌzɛt͡sn̩]
آزاد کردن، رها ساختن
معنی، مثال و مترادفِ freisetzen ←Erinnern wir uns daran, wie viel Kraft ein positiver Geist freisetzen kann.
به یاد بیاوریم که یک ذهن مثبت چقدر انرژی میتواند آزاد کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی