[ˈfɛt͡sn̩]
پاره کردن، تکه کردن
معنی، مثال و مترادفِ fetzen ←Er hat das Papier in kleine Stücke gefetzt.
او کاغذ را به تکههای کوچک پاره کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی