[ɛskɔʁˈtiːʁən]
اسکورت کردن، همراهی کردن
معنی، مثال و مترادفِ eskortieren ←Man schickt mich, um Sie zu eskortieren.
مرا فرستادهاند تا شما را همراهی کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی