[ɛɐ̯ˈvɛːɡn̩]
سنجیدن / در نظر گرفتن
معنی، مثال و مترادفِ erwägen ←Wir erwägen einen Umzug nach Berlin.
ما داریم نقلمکان به برلین را در نظر میگیریم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی