[ɛɐ̯ˈkɛmp͡fn̩]
به دست آوردن، مبارزه کردن
معنی، مثال و مترادفِ erkämpfen ←Glück muß man sich erkämpfen.
خوشبختی را باید به دست آورد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی