[ɛntˈzɪçɐn]
سلاح را از حالت ایمنی خارج
معنی، مثال و مترادفِ entsichern ←Er entsicherte die Waffe und zielte.
او سلاح را از حالت ایمنی خارج کرد و نشانه گرفت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی