[ˈaɪ̯nˌlaːdn̩]
دعوت کردن
معنی، مثال و مترادفِ einladen ←Darf ich dich zum Essen einladen?
میتوانم تو را به غذا دعوت کنم؟
Ich möchte dich zu meinem Geburtstag einladen.
من میخواهم تو را به تولدم دعوت کنم.
Ich möchte dich zum Essen einladen.
میخواهم تو را به غذا دعوت کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی