[ˈaɪ̯nˌhaɪ̯t͡sn̩]
گرم کردن، آتش زدن
معنی، مثال و مترادفِ einheizen ←Wir müssen dem Ofen ordentlich einheizen.
باید به اجاق خوب آتش بزنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی