[ˈdʊʁçˌʃlaːfn̩]
پیوسته خوابیدن
معنی، مثال و مترادفِ durchschlafen ←Ich wünsche mir nur, dass ich die Nacht ruhig durchschlafen kann.
فقط آرزو میکنم که امشب راحت تا صبح بخوابم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی