[ˈdʊʁçˌlɔɪ̯çtn̩]
بررسی کردن، اشعهکردن
معنی، مثال و مترادفِ durchleuchten ←Die Polizei muss die Firma gründlich durchleuchten.
پلیس باید شرکت را به طور کامل بررسی کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی