[bəˈtat͡ʃn̩]
دستمالی کردن، لمس کردن
معنی، مثال و مترادفِ betatschen ←Bitte fass die Ausstellung nicht an, du darfst sie nicht betatschen.
لطفاً به نمایشگاه دست نزن، نباید آن را لمس کنی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی