[bəˈlaŋən]
مورد پیگرد قرار دادن
معنی، مثال و مترادفِ belangen ←Ich kann dich nicht belangen. Es war meine Schuld.
نمیتونم ازت شکایت کنم. تقصیر خودم بود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی