[bəˈlaːdn̩]
بار کردن
معنی، مثال و مترادفِ beladen ←Der Lastwagen ist voll beladen.
کامیون کاملاً پُره.
Wir müssen den LKW schnell beladen.
ما باید کامیون را سریع بارگیری کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی