[ˈaʊ̯sˌflɪpn̩]
از کوره در رفتن
معنی، مثال و مترادفِ ausflippen ←Ich habe Tom ja gesagt, dass du ausflippen würdest.
به تام گفتم که تو از کوره در میروی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی