[ˈaʊ̯fˌfʏlən]
پر کردن
معنی، مثال و مترادفِ auffüllen ←Soll ich dein Glas auffüllen?
لیوانت رو دوباره پر کنم؟
Wir müssen das Regal mit Saft auffüllen.
ما باید قفسه را با آبمیوه پر کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی