[ˈaʊ̯fˌbʁaʊ̯xn̩]
مصرف کردن، تمام کردن
معنی، مثال و مترادفِ aufbrauchen ←Du solltest nicht schon am Anfang gleich deine ganze Kraft aufbrauchen.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی