[ˈanˌʃtʁɛŋən]
تلاش کردن، زحمت کشیدن، به خود فشار آوردن
معنی، مثال و مترادفِ anstrengen ←Er strengt sich beim Sport an.
او در ورزش به خودش فشار میآورد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی