[ˈanˌʃtʁeːbn̩]
هدفگیری کردن، کوشیدن
معنی، مثال و مترادفِ anstreben ←Frieden, man muss ihn anstreben, so schwierig es auch zu sein scheint.
صلح را باید جست، هرچند رسیدن به آن دشوار به نظر برسد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی