[ˈapˌz̥eːən]
پیشبینی کردن، انتظار داشتن
معنی، مثال و مترادفِ absehen ←Wir können es noch nicht absehen.
ما هنوز نمیتوانیم عاقبتش را ببینیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی