[ˈapˌbʁɛnən]
سوختن، آتش زدن
معنی، مثال و مترادفِ abbrennen ←Dreimal umziehen ist so schlimm wie einmal abbrennen.
سه بار جابهجایی به بدیِ یک بار آتشسوزی است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی