Irreale Vergleichssätze (als ob)
«طوری رفتار میکند که انگار…» — als ob و als.
سلام دوست عزیز! 😊 امروز میخواهیم یکی از ساختارهای پرکاربرد و زیبای زبان آلمانی را یاد بگیریم: جملههای مقایسهای غیرواقعی. این ساختار وقتی به کار میرود که بخواهیم بگوییم کسی «طوری رفتار میکند که انگار...» ولی در واقعیت آن وضعیت وجود ندارد.
مثال ملموس: تصور کن دوستت به تازگی رئیس شده و از همه دستور میدهد. میتوانی بگویی: *«Er tut so, als ob er der Chef wäre.»* — او طوری رفتار میکند که انگار رئیس است (اما واقعاً رئیس نیست).
ساختار کامل به این صورت است:
als ob + فاعل + فعل در Konjunktiv II + بقیهی جمله
نکتهی کلیدی: فعل اصلی به انتهای جملهواره میرود، درست مثل جملههای وابستهی معمولی.
مثالها: - *Sie schaut, als ob sie ein Gespenst gesehen hätte.* — او نگاه میکند طوری که انگار روح دیده باشد. - *Er spricht, als ob er alles wüsste.* — او حرف میزند طوری که انگار همهچیز را میداند.
وقتی «ob» را حذف کنیم، فعل جای خود را عوض میکند و بلافاصله بعد از «als» میآید. این همان چیزی است که آلمانیها در مکالمهی روزمره بیشتر استفاده میکنند.
مثالها: - *als wäre er der Chef* (به جای *als ob er der Chef wäre*) - *als wüsste er alles* (به جای *als ob er alles wüsste*) - *als hätte sie ein Gespenst gesehen* (به جای *als ob sie ein Gespenst gesehen hätte*)
حال غیرواقعی: از Konjunktiv II حال استفاده میکنیم — مثلاً wüsste، wäre، hätte، könnte.
گذشتهی غیرواقعی: وقتی مقایسه به گذشته مربوط باشد، از Konjunktiv II Plusquamperfekt استفاده میکنیم — یعنی «hätte/wäre + Partizip II»: - *als ob er es gewusst hätte* — طوری که انگار او آن را میدانسته. - *als ob sie geschlafen hätte* — طوری که انگار خوابیده بوده.
1. افعال قوی در Konjunktiv II حال، تغییر مصوتی دارند: wissen → wüsste، können → könnte، mögen → möchte. 2. sein و haben شکلهای ویژه دارند: wäre و hätte (بدون umlaut). 3. اگر فعل sein باشد، در ساختار کوتاه، شکل als wäre و als wäre er کاملاً طبیعی است و حتی رایجتر از شکل کامل است. 4. در نوشتار رسمی، شکل کامل *als ob* ترجیح داده میشود؛ در گفتار، شکل کوتاه *als* رایجتر است.
یادت باشد: این ساختار فقط برای مقایسههای غیرواقعی است. اگر واقعاً اتفاق افتاده، از als ساده بدون Konjunktiv استفاده کن.
*آفرین! این درس را خوب یاد گرفتی. حالا با تمرینها این ساختار را محکم کن.* 💪
| فعل اصلی | Konjunktiv II حال | Konjunktiv II گذشته (Plusquamperfekt) |
|---|---|---|
| wissen | wüsste | hätte gewusst |
| sein | wäre | wäre gewesen |
| haben | hätte | hätte gehabt |
| können | könnte | hätte gekonnt |
| müssen | müsste | hätte gemusst |
| scheinen | schiene | hätte geschienen |
| شکل کامل (رسمی) | شکل کوتاه (گفتاری) | معنی فارسی |
|---|---|---|
| als ob er alles wüsste | als wüsste er alles | طوری که انگار همهچیز را میداند |
| als ob sie krank wäre | als wäre sie krank | طوری که انگار بیمار است |
| als ob er es gewusst hätte | als hätte er es gewusst | طوری که انگار آن را میدانسته |
Er tut so, als ob er der Chef wäre.
او طوری رفتار میکند که انگار رئیس است.
Sie spricht, als wüsste sie alles.
او طوری حرف میزند که انگار همهچیز را میداند.
Das Kind schaut, als ob es ein Gespenst gesehen hätte.
بچه طوری نگاه میکند که انگار روح دیده باشد.
Er benimmt sich, als wäre er ein König.
او طوری رفتار میکند که انگار پادشاه است.
Sie weint, als ob ihr jemand etwas getan hätte.
او طوری گریه میکند که انگار کسی به او کاری کرده باشد.
Du tust so, als hättest du nie einen Fehler gemacht.
طوری رفتار میکنی که انگار هرگز اشتباهی نکردهای.
۹ تمرینِ این درس
خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرینهای همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.
شروع رایگان