سطح B1

برای اینکه، بدون اینکه، به‌جای اینکه

um … zu / damit · ohne … zu / statt … zu

یاد بگیر چطور با um…zu، damit، ohne…zu و statt…zu جمله‌های هدف، شرط و جایگزین بسازی.

توضیح

برای اینکه، بدون اینکه، به‌جای اینکه (um … zu / damit · ohne … zu / statt … zu)

سلام! امروز می‌خواهیم یک مبحث خیلی مهم و کاربردی در آلمانی رو یاد بگیریم: چطور از ساختارهای «برای اینکه»، «بدون اینکه» و «به‌جای اینکه» استفاده کنیم. این ساختارها توی مکالمه‌های روزمره خیلی به کار میان و بهت کمک می‌کنن تا جمله‌های پیچیده‌تر و طبیعی‌تری بسازی.

۱. برای اینکه: um … zu و damit

این دو ساختار برای بیان هدف استفاده می‌شن. یعنی می‌خوایم بگیم «کاری رو انجام می‌دم برای اینکه به نتیجه‌ای برسم». اما فرقشون چیه؟

  • um … zu + Infinitiv: وقتی فاعل جمله‌ی اصلی و جمله‌ی هدف یکی باشه. یعنی خودم یا همون شخص، کاری رو انجام می‌دم تا خودم به هدف برسم.
  • damit + Nebensatz: وقتی فاعل‌ها متفاوت باشن. یعنی یک نفر کاری می‌کنه تا نفر دیگه‌ای به هدف برسه.

مثال:

- Ich lerne Deutsch, um in Deutschland zu arbeiten. (من آلمانی یاد می‌گیرم برای اینکه در آلمان کار کنم. – فاعل هر دو جمله «من» هست.) - Ich lerne Deutsch, damit meine Kinder in Deutschland studieren können. (من آلمانی یاد می‌گیرم برای اینکه بچه‌هام بتونن در آلمان تحصیل کنن. – فاعل جمله‌ی اصلی «من» و فاعل جمله‌ی هدف «بچه‌هام» هست.)

جدول مقایسه:

| ساختار | شرط استفاده | مثال | ترجمه | |--------|-------------|------|-------| | um … zu + Infinitiv | فاعل یکسان | Er spart Geld, um ein Auto zu kaufen. | او پول پس‌انداز می‌کند برای اینکه یک ماشین بخرد. | | damit + Nebensatz | فاعل متفاوت | Er spart Geld, damit seine Tochter studieren kann. | او پول پس‌انداز می‌کند برای اینکه دخترش بتواند تحصیل کند. |

۲. بدون اینکه: ohne … zu و ohne dass

این ساختارها برای بیان «بدون اینکه کاری انجام بشه» استفاده می‌شن.

  • ohne … zu + Infinitiv: وقتی فاعل جمله‌ی اصلی و جمله‌ی فرعی یکی باشه.
  • ohne dass + Nebensatz: وقتی فاعل‌ها متفاوت باشن.

مثال:

- Er ging, ohne sich zu verabschieden. (او رفت بدون اینکه خداحافظی کند. – فاعل هر دو «او» هست.) - Er ging, ohne dass ich ihn sah. (او رفت بدون اینکه من او را ببینم. – فاعل جمله‌ی اصلی «او» و فاعل جمله‌ی فرعی «من» هست.)

۳. به‌جای اینکه: statt … zu و statt dass

این ساختارها برای بیان «به‌جای اینکه کاری انجام بشه» استفاده می‌شن.

  • statt … zu + Infinitiv: وقتی فاعل یکسان باشه.
  • statt dass + Nebensatz: وقتی فاعل‌ها متفاوت باشن.

مثال:

- Statt zu Hause zu bleiben, ging er ins Kino. (به‌جای اینکه در خانه بماند، به سینما رفت. – فاعل یکسان: «او») - Statt dass er mir half, machte er alles kaputt. (به‌جای اینکه او به من کمک کند، همه چیز را خراب کرد. – فاعل متفاوت: «او» و «من»)

نکته‌ی مهم:

- در ساختارهای um…zu، ohne…zu و statt…zu، فعل در انتهای جمله به صورت مصدر (Infinitiv) میاد و قبلش «zu» قرار می‌گیره. - در ساختارهای damit، ohne dass و statt dass، جمله‌ی فرعی با فعل در انتها ساخته می‌شه (Nebensatz).

حالا بیایید چند مثال دیگه ببینیم تا بهتر یاد بگیرید.

مقایسه‌ی ساختارهای هدف، شرط و جایگزین

ساختارشرط استفادهمثال آلمانیترجمه فارسی
um … zu + Infinitivفاعل یکسانSie lernt viel, um die Prüfung zu bestehen.او زیاد درس می‌خواند برای اینکه امتحان را قبول شود.
damit + Nebensatzفاعل متفاوتSie lernt viel, damit ihr Bruder stolz ist.او زیاد درس می‌خواند برای اینکه برادرش افتخار کند.
ohne … zu + Infinitivفاعل یکسانEr isst, ohne zu bezahlen.او غذا می‌خورد بدون اینکه پول بدهد.
ohne dass + Nebensatzفاعل متفاوتEr isst, ohne dass der Kellner es merkt.او غذا می‌خورد بدون اینکه گارسون متوجه شود.
statt … zu + Infinitivفاعل یکسانStatt zu arbeiten, schläft er.به‌جای اینکه کار کند، می‌خوابد.
statt dass + Nebensatzفاعل متفاوتStatt dass er hilft, muss seine Frau alles allein machen.به‌جای اینکه او کمک کند، زنش باید همه‌کار را تنها انجام دهد.

مثال

  • Ich rufe dich an, um dich zu fragen.

    من به تو زنگ می‌زنم برای اینکه از تو بپرسم.

  • Er kauft Blumen, damit seine Freundin sich freut.

    او گل می‌خرد برای اینکه دوست‌دخترش خوشحال شود.

  • Sie geht, ohne sich zu verabschieden.

    او می‌رود بدون اینکه خداحافظی کند.

  • Er kam, ohne dass ich es wusste.

    او آمد بدون اینکه من بدانم.

  • Statt zu lernen, spielt er Videospiele.

    به‌جای اینکه درس بخواند، بازی ویدیویی می‌کند.

  • Statt dass er mir hilft, macht er alles schlimmer.

    به‌جای اینکه او به من کمک کند، همه چیز را بدتر می‌کند.

خطای رایجِ فارسی‌زبان‌ها

خطای رایج: فارسی‌زبان‌ها اغلب از «um…zu» برای فاعل‌های متفاوت استفاده می‌کنند، مثلاً می‌گویند «Ich spreche langsam, um du mich verstehst» در حالی که فاعل‌ها متفاوت‌اند (ich / du) و درستش «Ich spreche langsam, damit du mich verstehst» است. دلیل: در فارسی، ساختار «برای اینکه» برای هر دو حالت یکسان است و فرقی نمی‌کند فاعل یکی باشد یا نه. اما در آلمانی این تفاوت مهم است و استفاده‌ی نادرست باعث جمله‌ای غیرطبیعی یا نادرست می‌شود.

۴ تمرینِ این درس

خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرین‌های همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.

شروع رایگان