um … zu / damit · ohne … zu / statt … zu
یاد بگیر چطور با um…zu، damit، ohne…zu و statt…zu جملههای هدف، شرط و جایگزین بسازی.
سلام! امروز میخواهیم یک مبحث خیلی مهم و کاربردی در آلمانی رو یاد بگیریم: چطور از ساختارهای «برای اینکه»، «بدون اینکه» و «بهجای اینکه» استفاده کنیم. این ساختارها توی مکالمههای روزمره خیلی به کار میان و بهت کمک میکنن تا جملههای پیچیدهتر و طبیعیتری بسازی.
این دو ساختار برای بیان هدف استفاده میشن. یعنی میخوایم بگیم «کاری رو انجام میدم برای اینکه به نتیجهای برسم». اما فرقشون چیه؟
- Ich lerne Deutsch, um in Deutschland zu arbeiten. (من آلمانی یاد میگیرم برای اینکه در آلمان کار کنم. – فاعل هر دو جمله «من» هست.) - Ich lerne Deutsch, damit meine Kinder in Deutschland studieren können. (من آلمانی یاد میگیرم برای اینکه بچههام بتونن در آلمان تحصیل کنن. – فاعل جملهی اصلی «من» و فاعل جملهی هدف «بچههام» هست.)
| ساختار | شرط استفاده | مثال | ترجمه | |--------|-------------|------|-------| | um … zu + Infinitiv | فاعل یکسان | Er spart Geld, um ein Auto zu kaufen. | او پول پسانداز میکند برای اینکه یک ماشین بخرد. | | damit + Nebensatz | فاعل متفاوت | Er spart Geld, damit seine Tochter studieren kann. | او پول پسانداز میکند برای اینکه دخترش بتواند تحصیل کند. |
این ساختارها برای بیان «بدون اینکه کاری انجام بشه» استفاده میشن.
- Er ging, ohne sich zu verabschieden. (او رفت بدون اینکه خداحافظی کند. – فاعل هر دو «او» هست.) - Er ging, ohne dass ich ihn sah. (او رفت بدون اینکه من او را ببینم. – فاعل جملهی اصلی «او» و فاعل جملهی فرعی «من» هست.)
این ساختارها برای بیان «بهجای اینکه کاری انجام بشه» استفاده میشن.
- Statt zu Hause zu bleiben, ging er ins Kino. (بهجای اینکه در خانه بماند، به سینما رفت. – فاعل یکسان: «او») - Statt dass er mir half, machte er alles kaputt. (بهجای اینکه او به من کمک کند، همه چیز را خراب کرد. – فاعل متفاوت: «او» و «من»)
- در ساختارهای um…zu، ohne…zu و statt…zu، فعل در انتهای جمله به صورت مصدر (Infinitiv) میاد و قبلش «zu» قرار میگیره. - در ساختارهای damit، ohne dass و statt dass، جملهی فرعی با فعل در انتها ساخته میشه (Nebensatz).
حالا بیایید چند مثال دیگه ببینیم تا بهتر یاد بگیرید.
| ساختار | شرط استفاده | مثال آلمانی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| um … zu + Infinitiv | فاعل یکسان | Sie lernt viel, um die Prüfung zu bestehen. | او زیاد درس میخواند برای اینکه امتحان را قبول شود. |
| damit + Nebensatz | فاعل متفاوت | Sie lernt viel, damit ihr Bruder stolz ist. | او زیاد درس میخواند برای اینکه برادرش افتخار کند. |
| ohne … zu + Infinitiv | فاعل یکسان | Er isst, ohne zu bezahlen. | او غذا میخورد بدون اینکه پول بدهد. |
| ohne dass + Nebensatz | فاعل متفاوت | Er isst, ohne dass der Kellner es merkt. | او غذا میخورد بدون اینکه گارسون متوجه شود. |
| statt … zu + Infinitiv | فاعل یکسان | Statt zu arbeiten, schläft er. | بهجای اینکه کار کند، میخوابد. |
| statt dass + Nebensatz | فاعل متفاوت | Statt dass er hilft, muss seine Frau alles allein machen. | بهجای اینکه او کمک کند، زنش باید همهکار را تنها انجام دهد. |
Ich rufe dich an, um dich zu fragen.
من به تو زنگ میزنم برای اینکه از تو بپرسم.
Er kauft Blumen, damit seine Freundin sich freut.
او گل میخرد برای اینکه دوستدخترش خوشحال شود.
Sie geht, ohne sich zu verabschieden.
او میرود بدون اینکه خداحافظی کند.
Er kam, ohne dass ich es wusste.
او آمد بدون اینکه من بدانم.
Statt zu lernen, spielt er Videospiele.
بهجای اینکه درس بخواند، بازی ویدیویی میکند.
Statt dass er mir hilft, macht er alles schlimmer.
بهجای اینکه او به من کمک کند، همه چیز را بدتر میکند.
خطای رایج: فارسیزبانها اغلب از «um…zu» برای فاعلهای متفاوت استفاده میکنند، مثلاً میگویند «Ich spreche langsam, um du mich verstehst» در حالی که فاعلها متفاوتاند (ich / du) و درستش «Ich spreche langsam, damit du mich verstehst» است. دلیل: در فارسی، ساختار «برای اینکه» برای هر دو حالت یکسان است و فرقی نمیکند فاعل یکی باشد یا نه. اما در آلمانی این تفاوت مهم است و استفادهی نادرست باعث جملهای غیرطبیعی یا نادرست میشود.
۴ تمرینِ این درس
خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرینهای همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.
شروع رایگان