Dativ
به چه کسی؟ — سومین حالت و آرتیکلهایش.
تصور کن داری به دوستت میگی: من به تو کمک میکنم. در آلمانی این جمله میشود: Ich helfe dir. نه «Ich helfe dich»! این تفاوت کوچک، کلید دنیای Dativ است. Dativ (حالت مفعول غیرمستقیم) یعنی «به کی»، «از کی»، «برای کی»، «با کی». هر وقت فعل یا حرف اضافهای خواست بگوید عمل به نفع کسی یا به سمت کسی انجام میشود، سراغ Dativ میرود.
اسمها وقتی در Dativ میآیند، آرتیکلشان عوض میشود. به جدول زیر دقت کن:
اسم مذکر (der) → dem اسم مونث (die) → der اسم خنثی (das) → dem جمع (die) → den + n (اگر جمع «n» نداشته باشد، اضافهاش کن)
مثال: der Mann → dem Mann، die Frau → der Frau، das Kind → dem Kind، die Kinder → den Kindern.
این افعال را مثل اسم خودت حفظ کن:
این هشت حرف اضافه را باید مثل جدول ضرب حفظ کنی: mit, nach, aus, zu, von, bei, seit, gegenüber. هر وقت یکی از اینها را دیدی، بعد از آن اسم یا ضمیر حتماً Dativ میآید. مثال: Ich fühme mit dem Bus (Ich gehe mit meiner Schwester).
اگر در جمله هم Dativ داری هم Akkusativ، قانون ساده است:
در فارسی ما میگوییم «من تو را کمک میکنم»، پس طبیعی است بخواهی بگویی Ich helfe dich ✗. ولی در آلمانی «dich» مفعول مستقیم است و «helfen» مفعول غیرمستقیم میخواهد. پس درستش Ich helfe dir ✓ است. این اشتباه رایجترین لغزش فارسیزبانهاست، پس هر وقت فعل Dativ دید، سریع از خودت بپرس: «مفعولش mir/dir/ihm/ihr/uns/euch/ihnen میشود؟»
یادت باشد: Dativ یعنی «به کسی». هر چیزی که به کسی «میدهی، میرسانی، میگویی» معمولاً Dativ است. آفرین که تا اینجا آمدی!
| حالت Nominativ | حالت Dativ | مثال |
|---|---|---|
| der (مذکر) | dem | der Mann → dem Mann |
| die (مونث) | der | die Frau → der Frau |
| das (خنثی) | dem | das Kind → dem Kind |
| die (جمع) | den + n | die Kinder → den Kindern |
| ضمیر | صورت فعل | مفعول Dativ |
|---|---|---|
| ich | helfe | dir / ihm / ihr |
| du | hilfst | mir / ihm / ihr |
| er/sie/es | hilft | mir / dir / uns |
| wir | helfen | euch / ihnen |
| ihr | helft | uns / ihnen |
| sie/Sie | helfen | uns / euch / ihnen |
Ich helfe meiner Schwester beim Kochen.
من به خواهرم در آشپزی کمک میکنم.
Das Geschenk gefällt meinen Kindern sehr.
آن هدیه خیلی به بچههای من خوش میآید.
Wir fahren mit dem Bus nach Berlin.
ما با اتوبوس به برلین میرویم.
Der Mantel gehört dem Mann dort.
آن پالتو متعلق به آن مرد آنجاست.
Ich schenke meiner Mutter ein Buch zum Geburtstag.
من برای تولد مادرم یک کتاب هدیه میدهم.
Er antwortet dem Lehrer auf Deutsch.
او به معلم به آلمانی جواب میدهد.
«Ich helfe dich» ✗ — helfen مفعول Dativ میگیرد: «Ich helfe dir».
۹ تمرینِ این درس
خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرینهای همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.
شروع رایگان