سطح C2فعل

zwängen

فشردن، جا دادن

English: to squeeze, to cram

صرف فعل zwängen

حال
er zwängt
گذشته‌ی ساده
zwängte
پرفکت
hat gezwängt
امری
zwäng! / zwängt!
  • ich zwänge
  • du zwängst
  • er/sie/es zwängt
  • wir zwängen
  • ihr zwängt
  • sie zwängen

جمله‌ی مثال با zwängen

  • Sie zwängte sich in die überfüllte U-Bahn.

    او خودش را در متروی شلوغ جا داد.

«zwängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.