سطح C2قید

zuweilen

گاهی، بعضی اوقات

English: sometimes, occasionally

جمله‌ی مثال با zuweilen

  • Tom tut dies zuweilen.

    تام گاهی این کار را می‌کند.

«zuweilen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.