سطح C2فعل

zudrücken

فشار دادن، بستن

English: to press shut, to squeeze

صرف فعل zudrücken

حال
er drückt zu
گذشته‌ی ساده
drückte zu
پرفکت
hat zugedrückt
امری
drück zu! / drückt zu!
  • ich drücke zu
  • du drückst zu
  • er/sie/es drückt zu
  • wir drücken zu
  • ihr drückt zu
  • sie drücken zu

جمله‌ی مثال با zudrücken

  • Dieses Mal werde ich ein Auge zudrücken.

    این بار چشمم را می‌بندم.

«zudrücken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.