سطح C2فعل

zinken

نشان‌گذاری کردن

English: to mark, to rig

صرف فعل zinken

حال
er zinkt
گذشته‌ی ساده
zinkte
پرفکت
hat gezinkt
امری
zinke! / zinkt!
  • ich zinke
  • du zinkst
  • er/sie/es zinkt
  • wir zinken
  • ihr zinkt
  • sie zinken

جمله‌ی مثال با zinken

  • Der Betrüger zinkte die Spielkarten.

    کلاهبردار کارت‌های بازی را نشان‌گذاری کرد.

«zinken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.