نازکنارنجی، میلی
English: squeamish, delicate
Dieses Kind ist so zimperlich. Es schreit, wenn ich es absetze.
این بچه خیلی نازکنارنجی است. وقتی زمینش میگذارم جیغ میزند.
«zimperlich» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.