سطح C2فعل

zicken

لجبازی کردن، ناز کردن

English: to be stubborn, act coy

صرف فعل zicken

حال
er zickt
گذشته‌ی ساده
zickte
پرفکت
hat gezickt
امری
zick! / zickt!
  • ich zicke
  • du zickst
  • er/sie/es zickt
  • wir zicken
  • ihr zickt
  • sie zicken

جمله‌ی مثال با zicken

  • Hör auf zu zicken und mach deine Hausaufgaben.

    دست از لجبازی بردار و تکالیفت را انجام بده.

«zicken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.