سطح C2فعل

zermahlen

آسیاب کردن، نرم کردن

English: to grind, to crush

صرف فعل zermahlen

حال
er zermahlt
گذشته‌ی ساده
zermahlte
پرفکت
hat zermahlen
امری
zermahl! / zermahlt!
  • ich zermahle
  • du zermahlst
  • er/sie/es zermahlt
  • wir zermahlen
  • ihr zermahlt
  • sie zermahlen

جمله‌ی مثال با zermahlen

  • Die Mühle kann die Körner zu Mehl zermahlen.

    آسیاب می‌تواند دانه‌ها را به آرد نرم کند.

«zermahlen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.