سطح B2فعل

zähnen

دندان درآوردن

English: to teethe

صرف فعل zähnen

حال
er zähnt
گذشته‌ی ساده
zähnte
پرفکت
hat gezähnt
امری
zähn! / zähnt!
  • ich zähne
  • du zähnst
  • er/sie/es zähnt
  • wir zähnen
  • ihr zähnt
  • sie zähnen

جمله‌ی مثال با zähnen

  • Das Baby zähnt gerade und weint viel.

    نوزاد تازه دندان درآورده و زیاد گریه می‌کند.

«zähnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.