مُخروبه، از کار افتاده
English: wrecked, broken-down
Nach dem Unfall war das Auto völlig wrack.
بعد از تصادف، ماشین کاملاً از کار افتاده بود.
«wrack» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.