دلپذیر، مطبوع
English: pleasant, cozy
Nach dem Bad fühlte sie sich wohlig und entspannt.
بعد از حمام، او احساس دلپذیر و آرامی داشت.
«wohlig» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.