سطح C2فعل

winseln

ناله کردن، زاری کردن

English: to whimper, to whine

صرف فعل winseln

حال
er winselt
گذشته‌ی ساده
winselte
پرفکت
hat gewinselt
امری
winsel! / winselt!
  • ich winsele
  • du winselst
  • er/sie/es winselt
  • wir winseln
  • ihr winselt
  • sie winseln

جمله‌ی مثال با winseln

  • Der Hund winselt vor der Tür.

    سگ جلوی در ناله می‌کند.

«winseln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.