سطح A1فعل

windsurfen

بادسواری کردن (ورزش موج‌سواری با بادبان)

English: to windsurf

صرف فعل windsurfen

حال
er windsurft
گذشته‌ی ساده
er windsurfte
پرفکت
er ist gesurft
امری
windsurf! / windsurft!
  • ich windsurfe
  • du windsurfst
  • er/sie/es windsurft
  • wir windsurfen
  • ihr windsurft
  • sie windsurfen

جمله‌ی مثال با windsurfen

  • Ich gehe im Sommer windsurfen.

    تابستان می‌روم بادسواری.

«windsurfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.