سطح C2فعل

wegschießen

شلیک کردن و دور کردن

English: to shoot away, to blast off

صرف فعل wegschießen

حال
er schießt weg
گذشته‌ی ساده
schoss weg
پرفکت
hat weggeschossen
امری
schieß weg! / schießt weg!
  • ich schieße weg
  • du schießt weg
  • er/sie/es schießt weg
  • wir schießen weg
  • ihr schießt weg
  • sie schießen weg

جمله‌ی مثال با wegschießen

  • Der Torwart konnte den Ball nicht wegschießen.

    دروازه‌بان نتوانست توپ را شلیک کند و دور کند.

«wegschießen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.