شلیک کردن و دور کردن
English: to shoot away, to blast off
Der Torwart konnte den Ball nicht wegschießen.
دروازهبان نتوانست توپ را شلیک کند و دور کند.
«wegschießen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.