سطح C2فعل

wegblasen

باد زدن، وزیدن

English: to blow away

صرف فعل wegblasen

حال
er bläst weg
گذشته‌ی ساده
blies weg
پرفکت
hat weggeblasen
امری
blas weg! / blast weg!
  • ich blase weg
  • du bläst weg
  • er/sie/es bläst weg
  • wir blasen weg
  • ihr blast weg
  • sie blasen weg

جمله‌ی مثال با wegblasen

  • Starke Winde können unbefestigte Gegenstände wegblasen.

    باران‌های سیگکاری می‌توانند علائقه‌های خشکی را به دست خود بگذارند.

«wegblasen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.