سطح C2فعل

wassern

آب نشستن، فرود آمدن

English: to land on water, to ditch

صرف فعل wassern

حال
er wassert
گذشته‌ی ساده
wasserte
پرفکت
hat gewassert
امری
wassere! / wassert!
  • ich wassere
  • du wasserst
  • er/sie/es wassert
  • wir wassern
  • ihr wassert
  • sie wassern

جمله‌ی مثال با wassern

  • Das Flugzeug musste auf dem See wassern.

    هواپیما مجبور شد روی دریاچه آب بنشیند.

«wassern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.