آب نشستن، فرود آمدن
English: to land on water, to ditch
Das Flugzeug musste auf dem See wassern.
هواپیما مجبور شد روی دریاچه آب بنشیند.
«wassern» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.