سطح C2فعل

wahrhaben

پذیرفتن، باور کردن

English: to accept, to admit

صرف فعل wahrhaben

حال
er —
گذشته‌ی ساده
پرفکت
hat —
امری
—! / —!
  • ich —
  • du —
  • er/sie/es —
  • wir wahrhaben
  • ihr —
  • sie wahrhaben

جمله‌ی مثال با wahrhaben

  • Ich will es nicht wahrhaben.

    نمی‌خوام باورش کنم.

«wahrhaben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.