ویران، بایر، خشن
English: desolate, barren, rough
Im Verlauf des Streits wurde sie ausfällig und beschimpfte mich wüst.
وسط دعوا کنترلش رو از دست داد و شروع کرد به بدوبیراه گفتن و فحش دادن به من.
«wüst» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.