سطح C1فعل

vormachen

گول زدن، فریب دادن

English: to deceive, to fool

صرف فعل vormachen

حال
er macht vor
گذشته‌ی ساده
machte vor
پرفکت
hat vorgemacht
امری
mach vor! / macht vor!
  • ich mache vor
  • du machst vor
  • er/sie/es macht vor
  • wir machen vor
  • ihr macht vor
  • sie machen vor

جمله‌ی مثال با vormachen

  • Ich kann dir nichts vormachen.

    نمی‌توانم چیزی را برایت جور کنم.

«vormachen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.