سطح C2فعل

vorhersagen

پیش‌بینی کردن

English: to predict, to forecast

صرف فعل vorhersagen

حال
er sagt vorher
گذشته‌ی ساده
sagte vorher
پرفکت
hat vorhergesagt
امری
sag vorher! / sagt vorher!
  • ich sage vorher
  • du sagst vorher
  • er/sie/es sagt vorher
  • wir sagen vorher
  • ihr sagt vorher
  • sie sagen vorher

جمله‌ی مثال با vorhersagen

  • Tom kann die Zukunft vorhersagen.

    تام می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند.

«vorhersagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.