سطح C2فعل

vorbeifahren

عبور کردن

English: to drive past, to pass by

صرف فعل vorbeifahren

حال
er fährt vorbei
گذشته‌ی ساده
fuhr vorbei
پرفکت
ist vorbeigefahren
امری
fahr vorbei! / fahrt vorbei!
  • ich fahre vorbei
  • du fährst vorbei
  • er/sie/es fährt vorbei
  • wir fahren vorbei
  • ihr fahrt vorbei
  • sie fahren vorbei

جمله‌ی مثال با vorbeifahren

  • Der Schneepflug konnte nicht vorbeifahren.

    برف‌رو نتونست رد بشه.

«vorbeifahren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.