سطح C1اصطلاح

vor den Kopf gestoßen sein

رنجیده شدن

English: to be offended

جمله‌ی مثال با vor den Kopf gestoßen sein

  • Sie fühlte sich durch seine Bemerkung vor den Kopf gestoßen.

    او از حرف او رنجیده شد.

«vor den Kopf gestoßen sein» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.