پیچیده، گرهخورده
English: tricky, complicated
Die politische Lage in diesem Land ist sehr verzwickt.
اوضاع سیاسی این کشور بسیار پیچیده است.
«verzwickt» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.