سطح C1فعل

verwischen

محو کردن، پاک کردن

English: to blur, to erase

صرف فعل verwischen

حال
er verwischt
گذشته‌ی ساده
verwischte
پرفکت
hat verwischt
امری
verwisch! / verwischt!
  • ich verwische
  • du verwischst
  • er/sie/es verwischt
  • wir verwischen
  • ihr verwischt
  • sie verwischen

جمله‌ی مثال با verwischen

  • Tom versuchte seine Spuren zu verwischen.

    تام سعی کرد ردپاش رو پاک کنه.

«verwischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.