سطح C2فعل

verwanzen

میکروفون کار گذاشتن، شنود کردن

English: to bug, to wiretap

صرف فعل verwanzen

حال
er verwanzt
گذشته‌ی ساده
verwanzte
پرفکت
ist verwanzt
امری
verwanz! / verwanzt!
  • ich verwanze
  • du verwanzt
  • er/sie/es verwanzt
  • wir verwanzen
  • ihr verwanzt
  • sie verwanzen

جمله‌ی مثال با verwanzen

  • Die Polizei hat das Zimmer verwanzt.

    پلیس اتاق را شنود کرده است.

«verwanzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.