سطح C2فعل

verscherbeln

حراج کردن، مفت فروختن

English: to sell off cheaply, to hawk

صرف فعل verscherbeln

حال
er verscherbelt
گذشته‌ی ساده
verscherbelte
پرفکت
hat verscherbelt
امری
verscherble! / verscherbelt!
  • ich verscherble
  • du verscherbelst
  • er/sie/es verscherbelt
  • wir verscherbeln
  • ihr verscherbelt
  • sie verscherbeln

جمله‌ی مثال با verscherbeln

  • Er hat seine alte Sammlung für wenig Geld verscherbelt.

    او مجموعه قدیمی‌اش را مفت فروخت.

«verscherbeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.