سطح C2فعل

verschütten

ریختن، واریز کردن

English: to spill

صرف فعل verschütten

حال
er verschüttet
گذشته‌ی ساده
verschüttete
پرفکت
hat verschüttet
امری
verschütt! / verschüttet!
  • ich verschütte
  • du verschüttest
  • er/sie/es verschüttet
  • wir verschütten
  • ihr verschüttet
  • sie verschütten

جمله‌ی مثال با verschütten

  • Die Suppe nicht verschütten!

    مواظب باش سوپ را نریزی!

«verschütten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.