سطح C2فعل

vermiesen

خراب کردن، ناخوش کردن

English: to spoil, to ruin

صرف فعل vermiesen

حال
er vermiest
گذشته‌ی ساده
vermieste
پرفکت
hat vermiest
امری
vermies! / vermiest!
  • ich vermiese
  • du vermiest
  • er/sie/es vermiest
  • wir vermiesen
  • ihr vermiest
  • sie vermiesen

جمله‌ی مثال با vermiesen

  • Wir lassen uns die Stimmung nicht vermiesen!

    نمی‌گذاریم حالمان را خراب کنند!

«vermiesen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.